فرمانداری شهرستان فراشبند
وجه تسمیه فراشبند

در مورد وجه  تسمیه فراشبند روایات مختلفی وجود دارد که هرکدام به نوبه خود دارای ویژگی هایی است که ذکر آن در اینجا خالی از لطف نخواهد بود:

یک : اکثرمردم بر این عقیده اتفاق نظر دارند که همواره خان ها بر این شهر حاکمیتداشته اند و با عناوین مختلف به اخاذی و چپاول مردم می پرداخته اند . در یکیاز این سالها یکی از خوانین مزبور مبلغ سه سکه نقره را به عنوان مالیاتبرای هر اصله نخل تعیین می نمایند و یک نفر فراش و یا نماینده خویش رادر غیاب خود مامور جمع آوری آن می کند ، پرداخت مبلغ مزبور برای مردمبسیار مشکل بوده و به طور مودبانه و چند بار متوالی تقاضای بخشش آن را میکنند ولی در عوض جز فحاشی و کتک چیز دیگری نصیب آنها نمی شود .

سرانجام اهالی فراشبند از ظلم و ستم شخصمزبور به ستوه آمده و او را با یک بند به نخلی می بندند و تا سرحد مرگ ویرا می زنند ، چون آن زمان چنین کاری در قلمرو خان، جسارت آمیز به نظر میرسید ، از آن پس این محل به فراشبند مشهور می شود ( یعنی جائی که فراش خانرا به بند کشیدند و او را تنبیه کردند !)

اگر چه این روایت همیشه در بین مردمفراشبند وجود داشته و سینه به سینه نقل شده است اما سوالی که بی پاسخ ماندهو این روایت را ضعیف می کند این است که:

– پیش از بستن فراش خان و کتک زدن وی نام شهر چه بوده؟؟

دو : لغتنامه دهخدا ، فراشبند را به بناهای کوچک گنبد دار عهد اشکانیان تعریف کردهاست، با توجه به آثار به دست آمده در اوایل قرن جاری توسط باستان شناسبلژیکی ( پرفسور واندنبرگ)، نشان از قدمت فراشبند و سابقه تاریخی پیش ازاسلام آن می باشد.

از منظر زبان شناختی:

فراشبند متشکل از دو جز می باشد: فراش+ بند

جزء دوم کهدارای معنی معلومی است یعنی بند از بستن و سد کردن، اما جزء اول می توانداز فرش باشد و هم اینکه فراش یا فراشو به معنی تازه و نو است همان که درواژه فرشکرد به معنای “نوسازی” یا “جهان بهشتی”

با توجه بهاینکه اشاره شده: “دراصل بنای کوچک گنبددار متعلق به عهد اشکانیان مأخذنام فراشبند است”، معلوم می شود که آن در اصل “فراز بند” بوده است. یعنیچیزی که در فراز به هم بند آمده است و این می رساند این لفط اصیل ایرانی بهجای لفظ اساساَ آرامی و سریانی گنبد بوده است. حرف “ز” می تواند به “ش”بدل گردد. نظیر : دندان ابریز = دندان اپریش ، دندان فریش . لغزیدن =لخشیدن . زنگله = شنگله . زلو = شلو، شلوک ، شلکه ، شلکا.

بفرمود خسرو بدان جایگاه ….. یکی گنبدی سر به ابر سیاه
درازا و پهنای او ده کمند …… به گرد اندرش طاق های بلند
نشستند گرد اندرش موبدان …. ستاره شناسان و هم بخردان
در آن شارسان کرد چندان درنگ …..که آتشکده گشت با بوی و رنگ

سه : در گویش فراشبندی نام شهر را این گونه بیان می کنند:  “فرِّشبَن” یا

” فرِّشبَند”.

به نظر می رسد این کلمه از دو جزء تشکیل شده باشد: فرّه+ شبند یا فر+ اِشبند.

حرف سین میتواند در زبان اصیل ایرانی به شین تبدیل شده باشد یا برعکس. یعنی نام اصلیدرواقع “فَر+اِسپند یا فرّه+ سپَند بوده است. فرّ یا فَرّه مفهومی دراساطیر ایرانی‌است. فر موهبت یا فروغی ایزدی است که شخص با انجامخویشکاری‌های خود و رسیدن به درجه‌ای از کمال به دست می‌آورد. فر تنهامتعلق به افراد/ایرانیان پاک است و با بدی کردن و غرور و امثال آن هم ازدست تواند رفت. به هر روی فر+اسپند بهمعنی اسپند جاودان است و باشکوه . و احتمالا به خاطر جشن های اسپندگاننیاکان ما در این سرزمین. مانند جشن “سپندارمزگان” که در ۵ اسفند برگزار میشده است.

گو اینکهبه نظر می رسد دو تعبیر آخر از وجه تسمیه فراشبند منطقی تر و علمی تر باشداما ناگفته پیداست که به دلیل نبودن مدارک مستند در این زمینه نمی توان بهیقین در مورد پیشینه تاریخی این اسم قضاوت قطعی کرد، به هر روی این نوشتارکه درواقع “شبه ریشه شناسی ” نام فراشبند است گشایش بابی است برای تحقیقاتبیشتر در این زمینه.

منم اینک جاودان مُلک اِسپندی

منم دریای گوهر زای ایرانی

هزاران ساله ی مانای تاریخم

منم نستوه و بشکوه و بلند آوا

خروشان و ستبر آغوش و پر غوغا

کهنسالم،

کهن چون خطه ی جاوید ایرانم…


عکس های تصادفی